دانلود آهنگ اردلان طعمه به نام چشمات

دانلود آهنگ جدید اردلان طعمه به نام چشمات

Download New Song By Ardalan Tomeh Called Cheshmat

دانلود آهنگ در دو کیفیت متفاوت با لینک مستقیم + پخش آنلاین اختصاصی از اکسین موزیک

Ardalan Tomeh&nbspCheshmat


خواننده: اردلان طعمه

ترانه و آهنگ: اردلان هوشمند

میکس و تنظیم: پویا صفا

تاریخ انتشار: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷


متن آهنگ چشمات اردلان طعمه

تو چشمات خواب خوابن اما باز بسته نمیشن
این چشای من چرا از دیدنت خسته نمیشن
به عکسات زل زدم تا صبح باز خوابم نبرد از فکر دیشب
یه جور زخمه دلم دردای دیگم حس نمیشن
چه خرابیم خبر دارن از حالم نصف این شهر
خودت نیستی ولی یادت تا روز مرگمم میمونه پیشم
ولی باز رو به راهم
با اینکه دوره راهم
دلم تنگه دو تا چیزه فقط تنگه چشاتو خونوادم

من از فکر تو بیدارم
هنوز اسمتو میارم
با اینکه خاطره ست بین منو تو دیگه هرچیزی که غیر فاصلست
تو چشمات خواب خوابن اما حتی تو خوابتم دیگه جایی ندارم
ولی تو توی خوابم مشکلت قول میدم اونجا دیگه بات کاری ندارم
تو چشمات خواب خوابن اما باز بسته نمیشن
این چشای من چرا از دیدنت خسته نمیشن
به عکسات زل زدم تا صبح باز خوابم نبرد از فکر دیشب
یه جور زخمه دلم دردای دیگم حس نمیشن
چه خرابیم خبر دارن از حالم نصف این شهر
خودت نیستی ولی یادت تا روز مرگمم میمونه پیشم


اردلان در مرداد ماه سال ۱۳۶۹ ، در شهر داراب متولد شد . شهری در جنوب استان فارس که تنها سه ساعت تا دریا و بندر فاصله دارد . وقتی او آمد ، حضورش همه ی دلخوشی پدر شد ، پدری که در مرز ۲۰ سالگی ایستاده بود و تجسم همه ی آرزوهای دور و درازش را در اردلان جستجو می کرد و بدین سان بود که بر خلاف عرف و عادت آن روزگار ، در تمام لحظه ها ، اردلان هم نفس پدر بود . دوره ی ابتدایی را در مدرسه ی شهرآزاد زادگاهش گذارند و پس از آن به دبیرستان امیرکبیر ( یا به روایتی دبیرستان فردوسی ) همان شهر رفت .
اولین بار شوق نوشتن و سرودن را مادرش در او به وجود آورد اما شروع زندگی شاعرانه ی او در سال اول دبیرستان در دبیرستان فردوسی با تشویق یکی ازاستادانش به نام دانشمند شروع شد , استادی که برای اولین بار او را با ارزش نوشته ها و اشعارش آشنا کرد. استادانی دیگر هم بودند که نقششان در شکل گیری زندگی شعری او کم نبوده است که عبدالرحیم معزی از جمله ی آن استادان است.
وقتی سیکل اوّل را تمام کرد ، به شیراز آمد و در دبیرستان سلطانی اسم نوشت . اردلان بعد از گرفتن دیپلم متوسطه ، در رشته روان شناسی و علوم تربیتی مدرسه عالی پارس پذیرفته شد و به تهران آمد و در همین دانشکده فارغ التحصیل شد . در تهران سرفراز به اتفاق پسرخاله هایش خشایار و اسفندیار ، و برادران مجاب ، آپارتمانی در خیابان پارک ، که آن زمان تلویزیون خوانده میشد اجاره کرد . زندگی در تهران برای او طاقت فرسا می نمود ، به ویژه آن که به دلیل بیماری پدر ، شیرازه ی زندگی او ، سه برادر ، یک خواهر و مادرش ، از هم گسسته بود .
در آن روزها توسط پسرعموی مادرش (حسین سرفرازی شاعر و روزنامه نگار آن زمان)، برای کار در رادیو ایران ، به ابراهیم صهبا معرفی می شود و بدین سان کار ترانه سرایی را آغاز می کند. آن هم در شرایطی که در دوره ی دبیرستان بارها و بارها در مسابقات ادبی جراید مهم آن روزگار ، به عنوان شاعر برگزیده ، معرفی شده بود و اشعار نیمایی و غزل های بسیار نابی می سرود . خود اردلان ، بارها گفته است ، تحوّل دنیای شاعرانه اش را مدیون عبدالرحیم معزّی می داند ، معزّی هم دوره ی تحصیلی منوچهر آتشی در دانشسرای مقدماتی است و با دنیای آتشی بسیار آشنا . او کتاب های آتشی را به اردلان می سپارد و در خانه کوچکش هر روز غروب جلسه ی شعر خوانی دو نفره برگزار می کند . به گونه ای که وقتی اردلان به تهران می آید ، در اولین فرصت به دیدار آتشی می رود . شاعری که دیگر از آوازهای خاک کم کم فاصله گرفته بود .
اردلان در رادیو به برنامه ی «جوانان» می پیوندد ، برنامه ای که هنرمندان فراوانی را به عالم موسیقی معرفی می کند . در همان آغازین روزهای حضور در برنامه ی رادیو ، ، با دوشعر «قصّه ی شهر سکوت» که برای آن فریدون شهبازیان موسیقی می نویسد و «اگه یک شب تو برگردی دوباره» که توسط دکتر محمّد سریر آهنگسازی و به وسیله ی محمّد نوری خوانده می شود ، تولد یک ترانه سرا ، با آینده ای روشن ، نوید داده می شود .
در سال ۱۳۵۱ ، هنگامی که اردلان در اردوی سربازی حین تحصیل به سرمیبرد پدرش ، سالار تمام قصّه ها و شعرهایش بی آن که زمانه فرصتی برای آخرین بدرود بگذارد ، بر اثر بیماری سیروز کبدی از خاک به افلاک پَر می کشد و اردلان تنها ۲۴ ساعت دیر می رسد ، زمانی که پدر به خاک سپرده شده است و حسرت آخرین وداع ، بغضی می شود که هنوز راه گلوی او را بسته است . او ناچار شد به زادگاه خود بازگردد آن هم برای سوگواری در غم پدر در راه همین سفر به زادگاه بود که ترانه ی جاده خلق شد. ترانه ای که به خوبی حال او را در آن لحظه توصیف می کند.
همچنین ترانه های دستای تو و چشم من نیز حاصل همان سفر است و اندوه بی پایان او برای از دست دادن پدر. با مرگ پدر ، دنیای شاعرانه ی اردلان سخت طوفانی می شود ، چنان که از او شاعری دیگر می سازد . او با اشعار «جادّه» ، «دستای تو» ، «چشم من» ، «دو پنجره» ، «اون منم» ، «گنجشکای خونه» ، «دو راهی» ، «کویر» و…. قصّه رنج ها و اندوه بزرگش را برای مردمش روایت می کند . او حتی امروز نیز صادقانه و بی هیچ آرایه و پیرایه ای ، راوی رنج های خویش است .او ترانه ی غریب آشنا را در ستایش عشق پاک مادرش به پدرش سروده بود که همیشه بی صبرانه منتظر بازگشت همسر به خانه بود.


آخرین پست منتشر شده از اردلان طعمه تا به امروز در صفحه ی اینستاگرام خودش

آهنگ چشمات اردلان طعمه

اظهار نظر وی در رابه با این پست: ?تک آهنگ چشمات رو میتونید برای اولین بار‌ به صورت ‌اختصاصی از رادیو جوان بشنوید
شعر و آهنگ: اردلان هوشمند
تنظیم و میکس: پویا صفا


صدای اردلان طعمه رو دوست دارید؟

.

.


Join Telegram
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code